واکاوی طرح تحول زمینشناسی و اکتشاف ذخایر معدنی کشور
قسمت دوم : آسیبشناسی، چالشها و راهکارهای اجرایی
زمین خبر-
- رضا جدیدی
مشاور معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارت صنعت،معدن و تجارت
مدیرکل اسبق دفتر برنامه ریزی، فن آوری اطلاعات و بودجه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
- امید اردبیلی
مدیرکل اسبق پایگاه جامع داده های علوم زمین -سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
اجرای طرحهای ملی با گستره جغرافیایی وسیع، تعدد ذینفعان و پیچیدگیهای فنی، همواره با چالشهایی در حوزههای مدیریتی، مالی، منابع انسانی، فنی و نهادی همراه است. شناسایی این چالشها نه بهمنظور نقد عملکرد، بلکه با هدف بهبود مستمر، ارتقای اثربخشی و افزایش بهرهوری طرح انجام میشود. طرح تحول زمینشناسی و اکتشاف ذخایر معدنی کشور نیز با وجود دستاوردهای ارزشمند، در فرآیند اجرا با مجموعهای از محدودیتها و موانع مواجه بوده است که شناسایی ریشههای آنها و ارایه راهکارهای اجرایی، میتواند زمینهساز ارتقای عملکرد و موفقیت بیشتر در ادامه اجرای طرح باشد. در این فصل، چالشها در ۹ محور اصلی که شامل موارد زیر هستند مورد بررسی قرار می گیرد:
- راهبری و مدیریت
- نظام پایش و ارزیابی عملکرد
- تامین منابع مالی
- سرمایه انسانی
- مدیریت داده و زیرساختهای فنی و فناوری
- آزمایشگاه
- مشارکت بخش خصوصی
- شورای ارزیابی انتشارات محصولات
- هماهنگی های بین دستگاهی
۱-حوزه راهبری و مدیریت
نبود ساختار دایمی مدیریت و راهبری یکپارچه طرح
طرح تحول، پروژهای ملی با گستره اجرایی وسیع است که دهها پروژه همزمان، پیمانکاران و مشاوران متعدد، استانهای متنوع و دستگاههای اجرایی گوناگون را در بر میگیرد. در چنین طرحهایی، نبود یک ساختار دایمی و متمرکز برای مدیریت و راهبری طرح میتواند موجب ناهماهنگی در تصمیمگیری، اختلاف در اولویتبندی، کندی فرآیندها و دشواری در پایش عملکرد شود.
پیامدها
- کاهش هماهنگی بین واحدهای اجرایی
- تأخیر در تصمیمگیری ها
- تغییر تفکر و عدم انطباق تصمیم گیری ها با احتمال افزایش دوبارهکاری
- دشواری در کنترل زمان، هزینه و کیفیت پروژهها
راهکارهای پیشنهادی
- ایجاد بخش مدیریت پروژه با راهبرد مشخص
- تدوین نظام یکپارچه برنامهریزی، پایش و گزارشدهی
- تعریف شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) برای تمامی پروژهها
- برگزاری جلسات منظم کمیته راهبری با حضور کلیه بخش های درگیر پروژه
۲- نظام جامع پایش و ارزیابی عملکرد
در پروژههای ملی، تصمیمگیری اثربخش نیازمند دسترسی به اطلاعات دقیق و بهنگام از وضعیت پیشرفت پروژههاست. طراحی و اجرای سامانه یکپارچه پایش که توسط مدیریت نظارت و ارزیابی صورت گرفته است لذا تقویت و حمایت این بخش توسط مدیریت عالی سازمان و افزایش اختیارات آن، امکان ارزیابی مستمر عملکرد، شناسایی انحراف از برنامه و اقدام اصلاحی بهموقع را ممکن میکند.
وابستگی بخشی از فعالیتهای اجرایی به پروژههای شاخص نیز از جمله چالشها مهم است. بررسی روند نمونههای آزمایشگاهی بیانگر آن است که حجم فعالیتهای آزمایشگاهی تحت تأثیر چند پروژه بزرگ ژیوشیمیایی بوده است. این وضعیت نشان میدهد اگرچه ظرفیت اجرایی طرح فعال است، اما توزیع فعالیتها در همه پروژهها یکنواخت نیست. وابستگی شدید عملکرد ماهانه به چند پروژه بزرگ میتواند موجب نوسان در روند اجرایی شود.
بر اساس گزارش پایش وضعیت پیشرفت پروژههای طرح تحول تا پایان خرداد ۱۴۰۵، مجموعهای از شاخصهای کمی شامل میزان فعالیت آزمایشگاهی، تعداد مأموریتهای فنی و درصد پیشرفت پروژهها بهصورت دورهای مورد بررسی قرار گرفته است. این پایش نشان میدهد که اگرچه روند فعالیتهای اجرایی در ماههای اخیر افزایش یافته، اما میزان پیشرفت برخی پروژهها با برنامه مصوب فاصله دارد و نیازمند مداخلات مدیریتی هدفمند است. شورای سیاستگذاری و ارزیابی انتشار محصولات سازمان نیز در این خصوص نقش جدی دارد. فرآیندهای طولانی و زمانبر داوری و مشکلات ریشه ای در ساختار این شورا ازجمله عدم وجود یک ساختار منسجم ، شیوه دفاع از پروژه های داوری شده و رفت و برگشتهای متعدد میان کارشناسان و داوران از عوامل تاخیر در به ثمر رسیدن پروژه ها می باشد.
ریشه های تاخیر پروژه ها در چند عامل وجود دارد:
- پیچیدگی عملیات میدانی باتوجه به شرایط خاص هر منطقه.
- محدودیت دسترسی به برخی مناطق.
- تأخیر در شروع عملیات اجرایی بعلت عدم هماهنگی بین سازمانی.
- تفاوت ظرفیت اجرایی مشاوران و پیمانکاران.
- محدودیت منابع انسانی و تجهیزاتی برخی مجریان
- محدودیت ظرفیت آزمایشگاهی
- شورای ارزیابی و سیاستگذاری انتشار محصولات
- پیامدهای شرایط جنگی تحمیل شده بر کشور
پیامدهای بی توجهی به این بخش
- کاهش شفافیت مدیریتی
- دشواری در ارزیابی عملکرد مشاوران و پیمانکاران
- افزایش احتمال تأخیر در پروژهها
- تصمیمگیری مبتنی بر اطلاعات ناقص
- نبود سازوکار مداخله سریع برای پروژههای دارای تأخیر
- کافی نبودن تحلیل علل انحراف در مقاطع کوتاه زمانی
- تأخیر در دستیابی به اهداف برنامهای
- افزایش هزینههای اجرایی
- کاهش بهرهوری منابع تخصیصیافته
راهکارهای پیشنهادی
- توسعه سامانه یکپارچه مدیریت اطلاعات پروژه
- تعریف شاخصهای ارزیابی عملکرد در سطوح ملی، استانی و پروژهای
- تشکیل کمیته ویژه پروژههای دارای انحراف بالا
- تهیه برنامه جبرانی برای پروژههای بحرانی
- تهیه گزارشهای تحلیلی دورهای برای مدیران ارشد
- تدوین برنامه متوازن فعالیت برای تمامی بلوکها
- تعریف حداقل سطح فعالیت ماهانه برای هر پروژه
- ایجاد نظام هشدار زودهنگام برای پروژههای کمتحرک
- بررسی موانع پروژههایی که سهم کمتری در خروجی ماهانه دارند
- اصلاح فرآیند ارزیابی توان اجرایی پیش از واگذاری پروژه
- تعریف مشوق و جرایم عملکردی در قراردادها
- اتصال عملکرد پیمانکاران به نظام ارجاع کار آینده
تهیه و تفکیک لیستی از پروژه ها که آنها را بر اساس پیشرفت برنامه ای تفکیک کند و علل آن را دقیق مورد بررسی قرار دهد نیز می تواند راهگشا باشد. به عنوان مثال تفکیک پروژه ها به پروژه های دارای انحراف زیاد، پروژه های دارای انحراف متوسط و پروژه های مطابق برنامه و همچنین تشکیل کارگروه های تخصصی در این خصوص و استفاده از تجربیات پروژه های موفق نیز پیشنهاد می شود.
جمعبندی نهایی اینکه دادههای پایش عملکرد نشان میدهد طرح تحول زمینشناسی و اکتشاف ذخایر معدنی کشور از نظر حجم فعالیت اجرایی، دارای پویایی قابل توجهی است؛ افزایش مأموریتهای فنی و فعالیتهای آزمایشگاهی موید این موضوع است. با این حال، تفاوت عملکرد بین پروژهها ضرورت حرکت از «مدیریت عمومی پروژهها» به سمت «مدیریت مبتنی بر ریسک و اولویتبندی» را آشکار میسازد. بنابراین، یکی از مهمترین الزامات ادامه موفقیت طرح، ایجاد سازوکاری است که بتواند پروژههای دارای انحراف را در کوتاهترین زمان شناسایی کرده و اقدامات اصلاحی متناسب با شرایط هر پروژه را فعال کند.
۳-تأمین منابع مالی طرح
طرح تحول زمینشناسی و اکتشاف ذخایر معدنی کشور به دلیل گستردگی جغرافیایی، حجم بالای عملیات صحرایی، نیاز به تجهیزات تخصصی، هزینههای آزمایشگاهی و استفاده از فناوریهای پیشرفته، از جمله طرحهایی است که استمرار موفقیت آن وابستگی مستقیم به تأمین بهموقع و پایدار منابع مالی دارد. برخلاف بسیاری از پروژههای عمرانی که بخش عمده هزینهها در مراحل ساخت و اجرا متمرکز است، پروژههای زمین شناسی و اکتشافی دارای ماهیت مستمر بوده و ارزش اقتصادی آنها پس از تولید، پردازش و بهرهبرداری از دادهها در یک دوره زمانی میانمدت و بلندمدت آشکار میشود. از این رو، تأمین مالی این حوزه باید بهعنوان یک سرمایهگذاری زیرساختی و دانشی مورد توجه قرار گیرد. تولید اطلاعات پایه علوم زمین در واقع نوعی سرمایهگذاری زیرساختی مشابه توسعه شبکههای اطلاعاتی، حملونقل یا انرژی است که منافع آن در سطح ملی توزیع میشود.
ماهیت چندساله طرح با توجه به اینکه طرحهای زمینشناسی و اکتشافی معمولاً در بازههای زمانی کوتاه به نتیجه اقتصادی مستقیم منجر نمیشوند و نیازمند استمرار فعالیت برای تکمیل زنجیره اطلاعات هستند، وابستگی به اعتبارات سالانه که می تواند موجب تغییر سرعت اجرای پروژهها، توقف یا کند شدن عملیات میدانی و ایجاد وقفه در زنجیره تولید داده شود و همچنین افزایش هزینههای اجرایی شامل عملیات صحرایی، حملونقل و پشتیبانی مناطق دورافتاده، هزینه های آزمایشگاهی، تجهیزات فنی و خدمات پیمانکاری، بر برنامه مالی طرح اثرگذار است.
پیامدها
- افزایش زمان اجرای پروژهها
- کاهش بهرهوری منابع انسانی و تجهیزاتی
- ایجاد فاصله بین برنامه مصوب و عملکرد واقعی
- کاهش امکان برنامهریزی بلندمدت
- دشوار شدن حفظ نیروهای متخصص و پیمانکاران و مشاوران توانمند
راهکارهای پیشنهادی
- ایجاد سازوکار اولویتبندی پروژهها بر اساس اهمیت اقتصادی و میزان پیشرفت
- تمرکز منابع بر پروژههای دارای خروجی سریعتر و اثرگذاری بیشتر
- تقویت نظام کنترل هزینه و پیشبینی مالی
- تدوین برنامه مالی چندساله برای طرح
- ایجاد مدل مشارکت مالی با بخش خصوصی و استفاده هدفمند از ظرفیت سرمایهگذاری آنها
- تعریف مدل اقتصادی برای بهرهبرداری از دادههای تولیدشده.
- تبدیل دادههای علوم زمین به یکی از زیرساختهای سرمایهگذاری بخش معدن
۴-سرمایه انسانی (مدیریت دانش و انتقال تجربیات)
طرح تحول زمینشناسی و اکتشاف ذخایر معدنی کشور، به دلیل ماهیت تخصصی و فناوریمحور خود، وابستگی بالایی به نیروی انسانی متخصص در حوزههای زمینشناسی، اکتشاف، ژیوشیمی، ژیوفیزیک، سنجش از دور، GIS، آزمایشگاههای علوم زمین و مدیریت پروژه دارد. اجرای همزمان صدها پروژه در سطح کشور، علاوه بر نیاز به نیروهای متخصص، مستلزم وجود نظامی کارآمد برای انتقال تجربه، مدیریت دانش و تربیت نسل آینده کارشناسان است. در صورت نبود چنین نظامی، بخشی از دانش فنی تولیدشده در طول اجرای طرح، با جابهجایی یا بازنشستگی نیروهای کلیدی از دست خواهد رفت.
افزایش میانگین سابقه خدمت نیروهای متخصص با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از کارشناسان با تجربه سازمان، طی سالهای آینده به سن بازنشستگی نزدیک خواهند شد از یک سو سپردن چندین پروژه همزمان به یک شخص (گاها بیش از ۵ پروژه به یک شخص) از سوی دیگر و همچنین انتقال دانش آنان به نسل جدید اهمیت ویژهای دارد، محدودیت جذب نیروهای متخصص با توجه به محدودیتهای اداری و اعتباری، نبود نظام مدون مدیریت دانش و مستند سازی تجربیات افراد کلیدی پروژه ها، تغییر سریع فناوریها و ورود فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، سنجش از دور پیشرفته، مدلسازی سهبعدی و کلاندادهها، نیاز به آموزش مستمر و بهروزرسانی مهارتهای کارشناسان را افزایش داده است.
در طرحهای ملی دانشمحور، سرمایه انسانی مهمترین دارایی سازمان محسوب میشود. ارزش اطلاعات تولیدشده زمانی حفظ خواهد شد که دانش تولید، تحلیل و تفسیر آن نیز در سازمان نهادینه شود. از این رو، مدیریت دانش باید بهعنوان بخشی از نظام راهبری طرح دیده شود، نه صرفاً یک فعالیت آموزشی.
پیامدها
- کاهش تداوم دانش سازمانی
- افزایش وابستگی به افراد کلیدی
- طولانی شدن زمان آموزش نیروهای جدید
- کاهش سرعت بهرهگیری از فناوریهای نوین
- افزایش ریسک افت کیفیت در برخی پروژهها
راهکارهای پیشنهادی
- ترمیم بدنه نیروی انسانی عهده دار وظایف حاکمیتی در حوزه زمین شناسی و اکتشاف منابع معدنی (جذب،نگهداشت و توانمندسازی)
- شناسایی کارشناسان کلیدی و حوزههای دانشی حساس
- مستندسازی تجربیات پروژههای شاخص
- برگزاری نشستهای انتقال تجربه پس از پایان هر پروژه
- طراحی نظام مدیریت دانش سازمانی
- تدوین برنامه جانشینپروری برای مشاغل تخصصی
- توسعه دورههای آموزشی تخصصی در حوزه فناوریهای نوین علوم زمین
- ایجاد «مرکز مدیریت دانش علوم زمین» در سازمان
- توسعه همکاری پایدار با دانشگاهها و مراکز پژوهشی
۵-مدیریت داده، زیرساختها و فناوری
طرح تحول، حجم گستردهای از دادههای زمینشناسی، ژیوشیمی، ژیوفیزیک، زمینشناسی اقتصادی، مخاطرات زمینشناختی و زمینشناسی دریایی را تولید میکند. ارزش واقعی این دادهها زمانی محقق میشود که در قالب یک نظام یکپارچه، استاندارد و قابل دسترس مدیریت شوند. در صورت پراکندگی دادهها در سامانههای مختلف یا نبود استانداردهای مشترک، امکان استفاده موثر از اطلاعات در تصمیمگیری، اکتشافات آینده و سرمایهگذاری کاهش مییابد. دادههای علوم زمین، سرمایهای ملی هستند. ارزش این سرمایه نه فقط در تولید، بلکه در کیفیت، استانداردسازی، امنیت، قابلیت اشتراکگذاری و امکان تحلیل آن نهفته است. حرکت به سمت حکمرانی داده میتواند بهرهبرداری از این سرمایه را بهطور چشمگیری افزایش دهد.
تدوین استانداردهای ملی در حوزه های زمین شناسی، ژیوشیمی، زمین شناسی اقتصادی، ژیوفیزیک (هوایی و زمینی)، آزمایشگاه علوم زمین (جوابدهی)، حفاری و تلفیق و مدلسازی و همچنین طراحی و اجرای نظام مند برداشت های صحرایی گامی بسیار موثر در این حوزه بوده که تاکنون انجام شده است و سایر حوزه های مرتبط نیز در حال تدوین می باشند. سامانه مرتبط با این موضوع نیز با عنوان سامانه جامع داده های اکتشافی طراحی و آماده دریافت اطلاعات می باشد. اجرای این استانداردها در کلیه پروژه ها (اعم از امانی و پیمانی) مورد تاکید است.
پیامدهای عدم توجه
- دشواری دسترسی به اطلاعات
- افزایش احتمال تکرار مطالعات
- کاهش قابلیت تحلیلهای بینرشتهای
- کاهش سرعت پاسخگویی به نیازهای سرمایهگذاران و دستگاههای اجرایی
راهکارهای پیشنهادی
- توسعه سامانه های پایگاه جامع دادههای علوم زمین
- توسعه خدمات برخط برای دسترسی ذینفعان مجاز به اطلاعات استقرار نظام حکمرانی داده
- بهرهگیری از هوش مصنوعی در تحلیل دادههای علوم زمین
- توسعه مدلهای سهبعدی و چهاربعدی اطلاعات زمینشناسی و اکتشافی
- اتصال دادههای طرح به سامانههای ملی برنامهریزی، آمایش سرزمین و سرمایهگذاری
تداوم موفقیت طرح تحول، تنها به تولید دادههای جدید وابسته نیست، بلکه به توانایی سازمان در حفظ، یکپارچهسازی، تحلیل و بهکارگیری این دادهها بستگی دارد. سرمایهگذاری در زیرساختهای مدیریت داده، در کنار توسعه سرمایه انسانی، میتواند بازده اطلاعات تولیدشده را چندین برابر کرده و جایگاه سازمان را بهعنوان مرجع ملی اطلاعات علوم زمین بیش از پیش تقویت کند.
۶-آزمایشگاه
آزمایشگاههای علوم زمین یکی از زیرساختهای کلیدی زنجیره اکتشاف منابع معدنی و مطالعات زمین شناسی است. بدون دادههای آزمایشگاهی دقیق، تصمیمگیری درباره ارزش اقتصادی یک محدوده معدنی، طراحی فرآیندهای بعدی اکتشاف و گزارش های فنی اقتصادی با عدم قطعیت زیادی همراه خواهد بود. استفاده از دستگاه های پیشرفته و فناوری های نوین در آنالیز نمونه های معدنی باعث افزایش دقت، سرعت و کیفیت تحلیل داده های میشود و با استفاده از نمونههای استاندارد، تکراری و شاهد، کنترل کیفیت نمونهبرداری و نتایج آزمایشگاهی قابل انجام است. آزمایشگاههای علوم زمین، تنها مراکز انجام آزمایش نیستند؛ بلکه بهعنوان مراکز تولید دادههای پایه، تضمین کیفیت اطلاعات، پشتیبانی علمی اکتشاف و توسعه فناوری عمل میکنند. وجود آزمایشگاههای مجهز و دارای اعتبار بینالمللی موجب کاهش هزینههای اکتشاف، افزایش سرعت توسعه معادن، جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی و ارتقای جایگاه کشور در زنجیره ارزش مواد معدنی میشود. چالشهای حوزه آزمایشگاه تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله تأخیر در ارسال نمونهها، شرایط امنیتی منطقه، شرایط ویژه کشور در دوره جنگ، تغییر اولویتهای اجرایی، تأخیر در تکمیل مستندات اداری و مسایل مرتبط با اجرای تعهدات قراردادی است.
پیامدهای عدم توجه
- تاخیر مکرر در زمانبندی اجرای پروژه ها
- تولید دادههای غیرقابل اتکا و غیرقابل مقایسه
- افزایش خطا و عدم اعتماد به نتایج مطالعات اکتشافی
- تکرار نمونهبرداری و آزمایشها و افزایش زمان و هزینههای پروژه
- کاهش جذابیت محدوده ها برای سرمایهگذاران داخلی و خارجی
- وابستگی به ظرفیتهای خارج از کشور در حوزههای حساس و راهبردی و خروج ارز
راهکارهای پیشنهادی
- ایجاد شبکه ملی آزمایشگاههای علوم زمین و سامانه ملی مدیریت دادههای آزمایشگاهی (ثبت و آرشیو نتایج آزمایشها در یک پایگاه داده ملی، استانداردسازی قالب دادهها و فرادادهها، اتصال دادههای آزمایشگاهی به سامانههای GIS و بانکهای اطلاعاتی اکتشافی و تسهیل اشتراکگذاری دادهها با رعایت سطوح دسترسی)
- نوسازی تجهیزات و سرمایهگذاری در تجهیزات پیشرفته مانند ICP-MS و فناوریهای نوین
- نگهداری، کالیبراسیون و بهروزرسانی مستمر تجهیزات
- استقرار نظام تضمین کیفیت (QA/QC)
- ارزیابی مستمر عملکرد آزمایشگاهها
- توسعه سرمایه انسانی از طریق جذب نیروی متخصص و آموزشهای مستمر و همکاری با مراکز عملی مرتبط
۷-محدودیت ظرفیت اجرایی بخش خصوصی ( مشاوران و پیمانکاران تخصصی )
یکی از الزامات اجرای موفق طرحهای گسترده علوم زمین، وجود شبکهای توانمند از شرکتهای مشاور و پیمانکاران تخصصی دارای ظرفیت کافی است. با توجه به گستردگی عملیات طرح تحول، افزایش حجم فعالیتها نیازمند وجود بخش خصوصی توانمند، دارای نیروی متخصص، تجهیزات مناسب و تجربه کافی در پروژههای بزرگ زمینشناسی و اکتشافی است. با این حال، محدود بودن تعداد شرکتهای دارای توانمندی لازم میتواند به یکی از عوامل محدودکننده سرعت اجرا و کیفیت خروجیها تبدیل شود. عواملی چون محدود بودن تعداد شرکتهای دارای گرید تخصصی فعال در علوم زمین، محدودیت ظرفیت پذیرش پروژه در شرکتها، تمرکز ظرفیت اجرایی در تعداد محدودی از شرکتها، کمبود نیروی انسانی متخصص و تجهیزات تخصصی شرکتها و کم بودن تجربه برخی پیمانکاران در اجرای پروژههای بزرگ، بر روند اجرای برونسپاری پروژه ها تاثیر مستقیم دارد. پیامدهایی چون کاهش رقابت در فرآیندهای اجرایی، افزایش احتمال تأخیر در پروژهها و دشواری اجرای همزمان چندین پروژه در مقیاس ملی در این خصوص وجود دارد.
اجرای موفق طرح تحول نیازمند توازن میان «گستردگی برنامه» و «ظرفیت واقعی اجرا» است. توسعه کمی پروژهها بدون توجه به ظرفیت پیمانکاران، نیروی انسانی و تجهیزات موجود میتواند موجب کاهش کیفیت یا افزایش زمان اجرا شود. بنابراین، یکی از الزامات موفقیت بلندمدت طرح، ایجاد یک برنامه جامع برای توسعه اکوسیستم اجرایی علوم زمین کشور است؛ بهگونهای که بخش خصوصی نه صرفاً بهعنوان مجری پروژه، بلکه بهعنوان شریک توسعه دانش و فناوری در کنار سازمان قرار گیرد.
راهکارهای پیشنهادی
· توسعه ظرفیت بخش خصوصی از طریق برنامه توانمندسازی شرکتهای تخصصی علوم زمین، حمایت از ایجاد شرکتهای دانشبنیان حوزه زمین شناسی، اکتشاف و توسعه آموزشهای تخصصی برای مشاوران و پیمانکاران جدید
· اصلاح نظام ارزیابی مشاوران و پیمانکاران از طریق ایجاد نظام رتبهبندی تخصصی، ارزیابی عملکرد ایشان بر اساس کیفیت، زمان و هزینه و استفاده از سوابق عملکردی در واگذاریهای آینده
· توسعه مشارکت دانشگاه و صنعت با ایجاد کنسرسیومهای تخصصی، استفاده از ظرفیت دانشگاهها و مراکز پژوهشی و توسعه پروژههای مشترک فناورانه.
۸-شورای ارزیابی انتشارات
شورای ارزیابی انتشارات سازمان، یکی از گلوگاههای پنهان اجرای طرح تحول زمینشناسی و اکتشافی است؛ چون هرچقدر عملیات صحرایی، آزمایشگاهی و پردازش دادهها سریع انجام شود، اگر فرآیند بررسی، داوری، اصلاح و انتشار گزارشها و نقشهها زمانبر باشد، عملاً خروجی طرح با تأخیر به دست بهرهبرداران و سرمایهگذاران میرسد. فرآیند چندمرحلهای بررسی، داوری، اصلاح و تصویب گزارشها و نقشهها هرچند برای حفظ کیفیت علمی ضروری است، اما در پروژههای ملی با حجم بالای تولیدات علمی و فنی، در صورت عدم بازنگری، میتواند به یکی از عوامل اصلی تأخیر در انتشار نتایج تبدیل شود.
پیامدها
· ایجاد انباشت گزارشها و نقشههای آماده انتشار
· تأخیر در انتشار اطلاعات پایه زمینشناسی و اکتشافی
· افزایش هزینههای اجرایی پروژه
· کاهش سرعت تصمیمگیری برای سرمایهگذاران و بهرهبرداران
· کاهش اثربخشی سرمایهگذاریهای انجامشده
· کاهش انگیزه کارشناسان و گروههای اجرایی به دلیل فاصله زیاد بین تولید و انتشار نتایج
در شکل زیر چرخه فرآیند داوری محصولات آورده شده است.
راهکارهای پیشنهادی
· بازتعریف فرآیند ارزیابی (تعیین زمان استاندارد برای هر مرحله از داوری و حذف مراحل غیرضروری)
· استقرار سامانه الکترونیکی داوری (ثبت، ارجاع، پیگیری و اعلام نظر بهصورت برخط و امکان مشاهده وضعیت پرونده توسط مجری)
· احیاء کمیتههای تخصصی بهجای بررسی همه گزارشها در یک مسیر واحد، کمیتههای تخصصی مستقل برای زمینشناسی، ژیوشیمی، ژیوفیزیک، مخاطرات، ژیوتوریسم و سایر حوزهها تشکیل شود تا بررسیها بهصورت همزمان انجام گیرد.
· تعیین سطحبندی اسناد باتوجه به اینکه همه محصولات نیاز به یک فرآیند یکسان ندارند. میتوان اسناد را بر اساس اهمیت و تأثیر تقسیم کرد و برای هر سطح، فرآیند ارزیابی متناسب تعریف شود.
· ایجاد یک ساز و کار مشخص مالی برای پرداخت حق الزحمه های داوری برای داوران داخل سازمانی و برون سازمانی
در طرح تحول، سرعت انتشار اطلاعات معتبر به اندازه سرعت تولید اطلاعات اهمیت دارد. دادهای که با تأخیر منتشر شود، بخشی از ارزش راهبردی خود را از دست میدهد. بنابراین، کیفیت و سرعت باید در کنار یکدیگر مدیریت شوند، نه در تقابل با هم.
۹-هماهنگی های بین دستگاهی
در اجرای یک طرح ملی، موفقیت تنها به توان فنی سازمان مجری وابسته نیست؛ بلکه بیش از هر چیز به هماهنگی بیندستگاهی، همافزایی نهادی و حکمرانی یکپارچه بستگی دارد. طرح تحول زمینشناسی و اکتشافی نمونهای از پروژههایی است که به دلیل گستردگی جغرافیایی، تنوع ذینفعان و حجم بالای دادهها، بدون همکاری موثر دستگاههای مختلف با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
پیامدها
· تداخل مأموریتها و موازیکاری
· طولانی شدن فرآیندهای اجرایی و صدور مجوزها
· افزایش هزینهها و کاهش بهرهوری
راهکارهای پیشنهادی
· تشکیل شورای راهبری ملی طرح با حضور نمایندگان دستگاههای کلیدی نمایندگان بخش خصوصی و تشکلهای معدنی
· تدوین تقسیم کار ملی و تعریف دقیق مسیولیت هر دستگاه، تعیین متولی هر لایه اطلاعاتی و ایجاد سازوکار پاسخگویی
